سيزده بدر 1395
گل بازي كردن بعد از كلي بازي تازه يادت اومد كه حرص بدي و بهونه بگيري مي گفتي اينجا مورچه هست و من مي ترسم و از بغل بابا پايين نميومدي اينجا هم اينقدر گفتم بيا كه ازت عكس بگيرم نيومدي منو دخمل نازم ...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
15:11










